امروز فیلم بادبادکباز به سینماهای آلمان می آید. دیشب در اخبار فرهنگی شنیدم که نمایش این فیلم در افغانستان به خاطر صحنه ی تجاوز ممنوع شده. دو پسر هنرپیشه ی نقشهای امیر و حسن هم به همراه خانواده هایشان افغانستان را ترک کرده اند، چون مورد تهدید قرار گرفته بودند. خیلی دلم برایشان سوخت.
اینهم آزادی افغانستان! قابل توجه آنهایی که منتظر «آزاد شدن» ایران به دست آمریکاییها هستند! عقل و فکر است که اول باید آزاد شود…
پ.ن. من گفته بودم نمی خواهم راجع به سیاست بنویسم؟
پ.ن.۲ و مهم، یک روز بعد: بنده دیشب…نه…کله ی سحری بی خوابی زده بود به کله ام. بعد یک دفعه به ذهنم رسید که چرا من نوشتم امیر و حسن؟ امیر که نقشی نداشت در آن صحنه ی تجاوز. خلاصه امروز صبح پاشدم و با خواندن نظر نرگس جان هم دیگر حسابی به فکر افتادم و شروع کردم به گوگل کردن درباره ی فیلم. نتایج تحقیقات اینکه به روایتی سه تا از بچه های هنرپیشه ی فیلم و به روایتی دیگر هر چهار تا با خانواده شان افغانستان را ترک کرده اند. خانواده ی بچه ها معترضند که شرکت تهیه کننده ی فیلم با آنها بدرفتاری کرده. از طرف دیگر شرکت تهیه کننده نمایش فیلم را شش هفته به عقب انداخته تا بچه ها بتوانند سال تحصیلی را به پایان برسانند. که این به نظر من باز خوب است.
مصاحبه ای هم با آقای خالد حسینی خواندم (به آلمانی است و اینهم لینکش) که در آن از فیلم و کارگردان مارک فرستر ابراز رضایت کرده بود و ضمنا گفته بود که بچه های هنرپیشه خیلی از بازی در فیلم خوشحال بودند و مثلا بعد از صحنه ای که امیر و حسن در سینما یک فیلم وسترن می بینند به خالد حسینی گفته بودند تا حالا در عمرشان پا به سینما نگذاشته بودند تا چه برسد به اینکه فیلمی دیده باشند. خالد حسینی تاکید کرده بود که صحنه ی تجاوز را نمی شود حذف کرد چون کلیدی است. به نظر من هم حق دارد. چطور می شود انتظار حذف این صحنه را داشت؟ تمام داستان با اتفاقی که در این صحنه می افتد مرتبط است. این اتفاق زندگی دو شخصیت اصلی داستان امیر و حسن را دگرگون می کند.
اینکه پدر احمدخان محمودزاده (بازیگر نقش حسن) در مصاحبه با بی بی سی می گوید نمی دانسته یا متوجه نشده چنین صحنه ای فیلمبرداری شده یک مساله است ولی اینکه می گوید گفته اند حذفش می کنند به نظر من غیرمنطقی می آید. من تصورم این است که خانواده های بچه ها خوشحال بوده اند که بچه هایشان در یک فیلم بازی می کنند و اصلا نپرسیده اند ماجرای فیلم چیست و بعدا پشیمان شده اند و خوب ما هم می دانیم که یک شرکت تهیه کننده ی هالیودی هیچوقت کارش را متوقف نمی کند که بگوید: «آهان…شما نمی خواهید بچه هایتان در این فیلم بازی کنند؟ باشه…ببخشید وقتتان را گرفتیم.»
مساله ی دردناک اینست که به خاطر اصیل کردن فیلم و نقشها (منظورم Authenticity است. به فارسی چی می شه؟) از کودکان افغان استفاده شده و هر دو طرف از عواقب کار آگاه نبوده اند. اصلا از اول این ناآگاهی بوده که کار را به اینجا رسانده. همانقدر که خانواده های بازیگران با ناآگاهی وارد این داستان شده اند، شرکت هالیوودی و سازنده گان فیلم هم با ناآگاهی از فرهنگ، سنتها و تعصبات دینی و قومی به این کار دست زده اند. یعنی فقط برای اینکه ما یک فیلم خوب ببینیم زندگی این خانواده ها زیر و رو شده. ما، مایی که به سینما می رویم، مایی که فقیر نیستیم، مایی که می خواهیم لذت ببریم از یک فیلم خوب ، مایی که می خواهیم در عین حال احساس روشنفکری کنیم، سر تکان دهیم و بگوییم چه وحشتناک! ما، چه ایرانی، چه اروپایی یا آمریکایی.
این پ.ن. خیلی طولانی شد. بعدا در یک پست جدا بقیه حرفهایم را می نویسم. این رشته سر دراز دارد…

نرگس گفت،
ژانویه 17, 2008 روی 7:25 ب.ظ
من هنوز این فیلم را ندیدم. می دانی اما حتما که به خانواده آن دو بچه نگفته بودند، همچین صحنه ای در فیلم هست. خانواده شان، خواسته اند آن صحنه ها حذف شوند، و گرنه در شهرشان مشکل پیدا می کنند. کیست اما که به حرف آنها گوش دهد. حالا اگر به قول تو آواره هم شده باشند، کی برایش مهم است؟
شاید فقط بهانه ای شوند؛ تا بگوییم افغانی ها رشد نیافته اند، تاب یک صحنه ی تجاوز به دو بچه هم ندارند!