نگاه غربی

بابا این غربیها شوتِ شوت تشریف دارند. تقصیر خودشان هم نیست. انقدر آزاد زندگی کرده اند که محدودیت به هیچ وجه تو کله هاشون نمی ره. حالا تو چکش بیار بکوب تو سرشون!

توی این فیلم بادبادکباز که من حتی می گم خوب ساختنش یک سوتی حسابی داده اند: زنهایی با برقع در استادیوم فوتبال نشسته اند! آنهم قاطی مردها نه در قسمتی جدا! فوتبالیستهایی هم با شلوار کوتاه دارند فوتبال بازی می کنند! آنهم در دوران طالبان که هم فوتبال ممنوع بوده، هم شلوار کوتاه، هم زن!!!  یعنی به این توجه کرده اند که روزنامه ای که دست هنرپیشه می دن فارسی باشه یا پلاک ماشین به فارسی باشه ولی یادشون رفته که زنها در زمان طالبان جرات نداشتن از خونه بیرون بیان تا چه برسه به اینکه بخوان فوتبال نگاه کنن!

من اوایل فکر می کردم اینجاییا خنگن به خدا! از یک طرف پدر آدم رو در میارن اینقدر که از وضع حجاب و زنان و محدودیتهای شغلی و تحصیلی می پرسند. از طرف دیگه یه چیزهایی به هیچ عنوان حالیشون نمیشه. مثلا با دختر آلمانیه میرم استخر یهو میگه: تو شنا از کجا بلدی؟ (انگار تازه یادش افتاده من خارجیم!) می گم: من بچه که بودم در ایران شنا یاد گرفتم. میگه: آهان پس شنا برای زنها ممنوع نیست؟ (انگار همه چی باید برای ما زنهای شرقی ممنوع باشه!) میگم: نه! چرا ممنوع باشه وقتی همه زن هستن؟ یک دفعه چشماش گرد میشن: یعنی زنها و مردها جدان؟ (ماشالااااا… لطفا به افتخار صافی دوزاری ایشون یک کف مرتب بزنید!) می گم: وقتی زنها تو خیابون باید روسری سر کنن تو انتظار داری حق داشته باشن تو استخر با مایو بیان جلوی مردا؟؟؟ (حالا صد دفعه این جریان مانتو روسری رو براش توضیح دادم ها) هر موردی رو باید جدا براشون توضیح بدی، نمی تونن از یک مورد برای مورد بعدی نتیجه بگیرن. خوب اینهم یک جور خنگیه دیگه!

ولی نه، می خوام با انصاف باشم. حقیقت اینه که این طرز فکر اسلامی یا بهتر بگم س. ک. س. یستی تو ذهنشون جایی نداره. نمی تونه بفهمه چرا زن و مرد با هم نمی شه، چرا زنها نمی تونن برن استادیوم، چرا چکمه رو شلوار ممنوعه، چرا تو دانشگاه دخترها باید یک سر کلاس بشینن پسرها یک سردیگه و و و… اینو نمی فهمن.  ولی خدا وکیلی ما می فهمیم؟ یا فقط یاد گرفتیم که همینه که هست؟

تا کنون 3 نظر داده شده

  1. Elize گفت،

    ژانویه 25, 2008 روی 8:53 ب.ظ

    سعی نکن قضیه رو تلطیفش کنی؛ این یه جور خنگی نیست، عینن و دقیقن خود خنگیه!
    ضمنن اگه این کامنت دونیت این قدر اذیت نمی کرد و منو به یه جاهاییش یه ذره حساب می کرد من حتمن هی هر روز برات کامنت می ذاشتم و ابراز عشق می کردم!! پیغامتون توسط آقای دوست پسر رسید؛ حنا چرا؟‌ D:

  2. ژانویه 26, 2008 روی 4:48 ق.ظ

    قبل از 10بهمن حتمن به بلاگم بيا….. بعدش هرگز.

    مرسي كه اين تغئير براي برابري رو اينجا گذاشتي، ميرم امضاش كنم، قضيه حجابم كه ديگه… ولش كن، معلومه چقد ابلهانست، من زياد تاثير فرهنگي رو توو حجاب زناي ايراني موثر نميدونم، چون به نظرم اگه قانون از اين حد ارتجاع در بياد و از آزادي پوشش با قدرت حمايت كنه، زناي ايراني دست همه ي نواميس غربي رو از پشت ميبندن…

    ممنون و
    به هوش باشي رفيق…..

  3. Elize گفت،

    ژانویه 29, 2008 روی 10:23 ق.ظ

    احتمالن تقصیر کامنت دونی تو نیست تقصیر کانکشن منه، ولی به هر حال اذیت می کنه دیگه! D:


نظر بدهید