هپلی بودن

آقا یک نفر به من بگه این چه حکمتی داره که تا آدم یک روز تنبلی می کنه و دوش نمی گیره و موهاش رو درست نمی کنه و با لباسهای کمی تا قسمتی مسخره می ره بیرون یک دفعه تمام اونهایی رو که نباید آدم رو با این ریخت و قیافه ببینن می بینه؟!!! حالا صد سال به صد سال آدم نمی بیندشون ها ولی عدل اون روز!

به عنوان مثال دوست دختر فعلیه دوست پسر سابق! یا یک عشق قدیمی که خر شد و رفت با یک دختر احمق دوست شد به جای اینکه با من دوست شه! آره همه ی اینها دیروز مشرف به دیدن من با اون ریخت شدن! عشق قدیمی خر هم با همون دختر احمقه بود!

دیروز دوشنبه بود و سر کار رفتن زور داشت. آخر هفته خیلی خوب بود و دلم نمی خواست هفته شروع بشه…

۱ دیدگاه

  1. EhsaN گفت،

    ژانویه 30, 2008 روی 11:03 ق.ظ

    خُب خوب غر زده بودی دیگه! کسی که خوب غر بزنه بایدم بهش لینک داد! (-;

نظر بدهید