روز جهانی زن مبارک

آدم شدی…؟ نع

آخرین سروده سیمین بهبهانی/11 اسفند 1386

آدم شدي؟ نشدي، نع‎!‎
بس کن ز هرزه دويدن
تا آن بهشت خيالي
درجا زدن، نرسيدن‎!‎هرجا که معرکه ديدي
رفتي وجامه دريدي
حاشا کرامت برگي
پوشاي جامه دريدن‎!‎

تا آستانه پيري
جان کنده اي که نميري
يک دم بمير! که سخت است‏
زهرمدام چشيدن

رامت نکرده سواري
برگرده زخم که داري
اي اسب فاخر ميدان
حيف از تو بار کشيدن‎!‎

‎ ‎آدم شدم، نشدم، نع‎!‎
چون گوسفند به مرتع
خواندم ترانه “بع بع‎ “‎
کردم نشاط چريدن‎….‎

ازگله گرگ بسي خورد‏
وزمانده دزد بسي برد‏
من گرم دنبه تکاني
ديدم چنان که نديدن

قصاب مي رسد ازراه‏
درمشت تيغه ي خون خواه‏
من سرنهاده به درگاه
آماده بهربريدن

کو آن نماد دليري
آن شيردرخورشيري
خورشيد از پس پشتش
برکرده سر به دميدن؟

شيطان شدن خوشم آيد
آتش مزاج که بايد
برخاک سجده نکردن
غيراز خدا نگزيدن

منبع: مدرسه فمينستي

نظر بدهید