با یکی از دوستهای آلمانیم در محوطهی جلوی دانشگاه راه میرفتم و حرف شوخی و طنز بود. من داشتم میگفتم که بعضی شرایط آنقدر سخت و وحشتناکند که تنها راه کنار آمدن با آنها طنزسیاه است. یکدفعه پسری که جلومون راه میرفت برگشت و از من پرسید: «شما ایرانی هستید؟» من دهنم باز مونده بود. هنوز هم یادش میافتم دهنم باز میمونه. اگر هم به حساب تعریف از خود نمیگذارید بگم که من لهجهی اونجوری تابلو ندارم که طرف از روی لهجهام فهمیده باشه من کجاییم. بعد معلوم شد که دوستهای ایرانی داره و به اوضاع ایران آشناست. تازه امسال عید هم میخواد بره شیراز و اصفهان!

سروش گفت،
دسامبر 22, 2008 در 12:40 ب.ظ