تازگیها یک ایرانی به جمع همکارام اضافه شده. هنوز نمیدونم ازش خوشم میاد یا میخوام سر به تنش نباشه! دختر مهربونیه ولی خیلی طرفدار شاهه. از اونهام هست که اطلاعات ندارن ولی باید حتما اظهار نظر کنن. میگفت:«زمان شاه بهتر بود.» دلم میخواست بگم:«نابغه! خسته نباشی!» گفتم:«ولی اینکه الان وضع افتضاحه دلیل نمیشه که شاه خوب بوده.» حرفهای ما باعث شد که با بقیه همکارها یک بحث سیاسی جانانه راجع به ایران شروع بشه.
همکار آلمانی-الجزایریم که قبلا هم ازش نوشته بودم میگفت:«شما نمیتونین ایران رو با آلمان مقایسه کنین یا با آمریکا. باید وضع منطقه رو هم در نظر بگیرین. مردم بقیهی کشورهای منطقه آرزوشونه که وضعشون مثل ایران باشه. در ایران اپوزیسیون وجود داره، روزنامههای منتقد و انتخابات هست. شماها همهچیز رو سیاه میبینین و این اعصاب منو خورد میکنه.» با گفتن انتخابات جیغ ما رو درآورد که «چه انتخاباتی؟ چه کشکی؟ شورای نگهبان و ردصلاحیتها یادت رفته؟» گفت:«ولی کسی مثل خاتمی تونست رئیسجمهور بشه.» گفتم:«یه اتفاق بود.» گفت:«به هر حال امکان افتادن این اتفاق وجود داشت و شاید باز هم تکرار بشه.» (البته وقتی ما این حرفها رو میزدیم خاتمی هنوز اعلام کاندیداتوری نکرده بود.)
وقتی تنها شدیم تعریف کرد که در الجزایر به زودی انتخاباته و رئیسجمهور هفتاد و یک سالهشون که به حد مرگ مریضه بعد از ده سال ریاست جمهوری قانون اساسی رو تغییر داده که بتونه برای دورهی سوم یعنی پنج سال دیگه هم انتخاب بشه. گفت سالهاست که هیچ کاری انجام نشده، هیچ صنعتی ندارند و حتی مداد را هم از چین وارد میکنند. گفت رسما آزادی بیان وجود داره ولی خبرنگارها فقط اون چیزی رو مینویسند که بهشون گفته میشه. گفت وضع آموزشی کشور اونقدر بده که امیدی هم نیست که در ۵۰ سال آینده چیزی تغییر کنه یا کشورشون پیشرفتی کنه. آخر سر گفت: «اگر وضع الجزایر مثل الان ایران بود کلاهم رو مینداختم هوا.» گفتم:«واقعا ناراحتکننده است ولی مطمئن باش که اگر الجزایر وضع ایران رو داشت باز هم بیشتر میخواستی. این طبیعت انسانه که همیشه به دنبال بهتر و ایدهآل باشه.»
پ.ن. راستی من ممکنه باز چند روز نباشم. بدانید و آگاه باشید. مخلص شما خانومچه.

احسون گفت،
فوریه 10, 2009 در 1:14 ب.ظ
اول …
حال کردی هنوز جوهر نوشتت خشک نشده رسیدم !! .
راجع به پستت هم حرفی ندارم.
به قول شمالیا: “تی فدا”
barayeto گفت،
فوریه 10, 2009 در 9:00 ب.ظ
ببین خانومچه من اصولا در مورد همه ایرانی هایی که اینجا میبینم همینطورم.شیوه ام اینه که اصلا بهشون نزدیک نمیشم تا مطمئن نشم.در مورد الجزایر هم حق با دوستته.مراکش هم همینطور.من هم چند روز پیش داشتم میگفتم که ایران عقبگرد کرده و برای همین ماها اینقدر شاکی هستیم.البته فکر نمیکنم اصلا زمان شاه بهتر بوده باشه.شاید بی حجابی بوذه.اما وضع عمومی مردم.بهداشت…اموزش خیلی بد بوده.اما خوب طبقه متوسط راحت تر زندگی میکرده اند چون طبقه کم جمعیتی بوده اند .اما دلیل نمی شه که الان تو این دوره بحران هم حک.مت شاه میتونسته جواب بده.هر چیزی را باید تو دوره خودش بررسی کرد.(به طور خلاصهای بدم میاد از این شاه دوست ها!!!)
سروش گفت،
فوریه 11, 2009 در 3:35 ق.ظ
چون بدتر از ما هست دلیل نمیشه که بهتر رو نخوایم
HoDa گفت،
فوریه 11, 2009 در 9:08 ق.ظ
خیلی وقته دیگه بی خیال بحث های سیاسی شدم… اما در اینکه خیلی کشورها هستن که وضعش از وضع ما خیلی خیلی بدتره شکی نیست!
ولی من اصولاً با این تز «قانع بودن به آنچه خدا داده» موافق نیستم…. یه ملت «قانع» هیچ وقت پیشرفت نمی کنه!