در باب انتخابات

خوب خدا رو شکر که این انتخابات دو روز دیگه تموم می‌شه یا حداقل مرحله ی اولش تموم می‌شه. تب انتخابات تا اینجا هم رسیده و تنها موضوعی که ایرانیها راجع بهش حرف می‌زنن همینه. اکثر جوونها هم می‌خوان جمعه برن رای بدن. جالب اینکه شنیدم جلوی محل رای‌گیری تظاهرات هم خواهد بود. برای پناهنده‌های قدیمی (و خیلیهای دیگه البته) رای دادن به جمهوری اسلامی خیانت محسوب می‌شه. خودم رو آماده کردم که فحش بشنوم. شاید هم به قول یکی از دوستام بریم رای بدیم بعد هم بیایم بیرون و تظاهرات کنیم و سنگ بندازیم!

انتخابات امسال با دفعه‌های پیش خیلی فرق داشت. شاید یه مقدار به خاطر این مناظره‌ها که واقعا اتفاق غریبی بود که از تلویزیون ایران چنین حرفهایی زده بشه. شاید هم به خاطر اینکه احمدی‌نژاد با شخصیت خاص خودش کار رو به اینجا کشوند. با وجود اینکه من از بابت مناظره‌ها خوشحالم ولی اشکال هم زیاد بود. به نظر من همه‌ی کاندیداها ناشیگری و ناواردی خودشون رو در برابر این شکل جدید مبارزه‌ی انتخاباتی نشون دادن. انگار هنوز هیچکس نفهمیده که هر دقیقه صحبت در برابر چشمان میلیونها ایرانی از طلا باارزشتره. اشکال انقدر زیاده که نمی‌دونم کدوم رو بگم. البته خود ما هم خیلی جوگیر شدیم و احساساتی. نمونه‌اش هم همین پست ماقبل قبلی خودم. الان که منطقی فکر می‌کنم باید بگم که احمدی‌نژاد از همه‌ی کاندیداها بهتر صحبت می‌کنه. علتش هم اینه که در کمال خونسردی و بدون اینکه احساساتی بشه حرفهایی می‌زنه که همه‌ی مردم می‌فهمن و نه فقط روشنفکرها و تحصیلکرده‌ها و کسانی که هر روز اخبار می‌خونند و به ماهواره و اینترنت دسترسی دارند. احمدی‌نژاد به زبان مردم عادی حرف می‌زنه.

چند نمونه: آقای کروبی از زهرا بنی‌یعقوب صحبت می‌کنند. واقعا فکر می‌کنید چند درصد مردم ایران می‌دونن زهرا بنی‌یعقوب کی‌بوده و چه بلایی سرش اومده؟ آقای موسوی در مناظره با احمدی‌نژاد به صورت تیتروار اسم یک سری قانون و مصوبه و …برد که احمدی‌نژاد به اونها عمل نکرده. دروغ چرا، خود بنده نصف حرفهاش رو نفهمیدم. یه مقدار به خاطر طرز حرف زدنش، تپقهاش و اینکه آخر جمله‌هاش رو خورد یه مقدار هم برای اینکه من اصلا با اون کلمات آشنا نبودم. حالا شما از یه کارگر از یه کشاورز یا یه راننده واقعا چه انتظاری دارید؟

اشکالات بزرگی هست که بهشون توجهی نشده. آقای کروبی میاد خاطره تعریف می‌کنه. یا موسوی می‌گه فلان‌جا که بودم فلان چیز را گفتم. چه اهمیتی داره که شما کجا بودین و با کی حرف زدین؟ به جای اینکه از این ثانیه‌های طلایی استفاده کنین میاین خاطره تعریف می‌کنین؟ آقای کروبی اومده از روی یه ورق کاغذ نمی‌تونه بخونه. اصلا یعنی چی که از روی کاغذ می‌خونی؟ اگر قرار بوده تا صبح هم بیدار می‌موندی باید این نوشته رو حفظ می‌کردی و طوری می‌گفتی که معلوم نشه کسی این رو برات نوشته! ما توی دانشگاه که فقط یه کلاس چسکی رو باید بگذرونیم به خودمون اجازه نمی‌دیم موقع کنفرانس دادن روخونی کنیم، شما اومدین جلوی میلیونها ایرانی بعد روخونی هم نمی‌تونی بکنی؟!!! جل‌الخالق!

به طور کلی هم درسته که جیگر ما خنک می‌شه وقتی احمدی‌نژاد رو خدمتش می‌رسن ولی ده دقیقه حرف زدن راجع به هاله‌ی نور یا عکس زن موسوی به چه درد ملت می‌خوره؟ به جای اینکه تمام مدت به طرف حمله کنید یه کمی هم بگین که خودتون می‌خواین چیکار کنین.

من نمی‌دونم مشاورهای این کاندیداها چه غلطی می‌کنن. اینها باید اول حرف زدن یاد می‌گرفتند. اول یاد می‌گرفتند که چطور در چند دقیقه با چند جمله‌ی دقیق و مفهوم حرفهای اصلیشون رو بزنند. نه اینکه قربون صدقه‌ی هم برن و آسمان و ریسمان ببافند و بعد هم تعجب کنند که وقتشون به این سرعت تموم شده.

یک موضوع مهم دیگه: من احساس می‌کنم که خیلی‌ها جوگیر شدن و بی‌هیچ پایه و اساسی سنگ موسوی رو به سینه می‌زنن. از این بابت واقعا احساس بدی دارم. احساس می‌کنم بعد از این مستی خماری بدی خواهد آمد. واقعا اینهایی که روبان سبز می‌بندند و در خیابانها پارتی می‌گیرن چه انتظاری از موسوی و چهار سال آینده دارن؟ این موضوع هنوز برای من روشن نشده. من احساس می‌کنم این مستی (و به عمد می‌گم مستی) از آزادی قبل از انتخابات است. این تنها فرصتیست که در اون می‌شه شهر رو روی سر گذاشت، شعار داد و آواز خوند. این آزادی یا بهتر بگم بوی آزادی، سراب آزادی چند روزی بیشتر نیست. دو روز از انتخابات نگذشته همه‌ چیز به روال عادی بازمی‌گردد.

فعلا دارم سعی می‌کنم منطقی باشم و خیلی امید نبندم. می‌ترسم این احساساتی شدنهای ما باعث بشه موسوی و احمدی‌نژاد به دور دوم برسند و کروبی رای نیاره. به نظر من تازه وقتی می‌شه تصمیم گرفت که احمدی‌نژاد حذف شده باشه و موسوی و کروبی در دور دوم باطن واقعی خودشون رو نشون بدن.

پ.ن. بنده با عرض معذرت اعتراف می‌کنم که هیچ‌کدوم از مناظره‌های رضایی رو نگاه نکرده بودم و اصلا ایشون رو جدی نگرفته بودم. حرفهای بالا هم راجع به سه تا کاندیدای دیگه است. فعلا دارم جبران می‌کنم. نظر اول در این زمینه: اصلا دلم نمی‌خواست جای محمود باشم و رضایی از این نگاهها بهم بندازه!

5 دیدگاه

  1. Murche گفت،

    ژوئن 9, 2009 در 8:26 ب.ظ

    سلام

    کاملا درست میگی
    این جو ایران درست شبیه شب عروسی هست که صاحب عروسی اوورت خرج میکنه
    و میگه و میخنده مست میکنه
    ولی بعد اینکه آبا از آسیاب افتاد میبینه چه قدر خیط کاشته و کلی ولخرجی کرده و خودش رو ضایع کرده

    من تا الان رای ندادم با اینکه چند دوره انتخابات مجلس و جمهوری پشت سر گذاشتم
    اینبار هم تا همین چند روز پیش قصد نداشتم رای بدم
    چون به کل سیستم اعتقادی نداشتم و ندارم
    ولی سر یه شناختی که سر موسوی هست در کنار بعضی حرف و حدیث ها
    شاید طلسم رو بشکنم ولی بازم مطمئن نیستم
    ولی اونجور که معلومه موسوی انتخاب میشه
    شما نمیدونین چه جمعیت بزرگی طرفدار موسوی هستن
    امروز رئیس انجمن بیوتکنولوژی ایران میگفت که رفته بودیم تو سنندج یه جای پشت کوه
    اونجا واسه خاطر ما که از طرف جناب موسوی میرفتیم گوسفند قربونی کردن و سیل جمعیت باور نکردنی بود
    حتی تو — که خودم امروز شاهدش بودم و ایشون که از آشنا ها بودن اون قضیه رو بهم گفتن

    ((و امروز تنها چیزی که تو دهن بعضیا هست چیز موسوی هست)))
    این حرف خنده دارم در جواب چیز چیز کردنای بعضی جماعت در آوردن
    فعلا که نشستم یه گوشه و اوضاع دورو برم نگاه میکنم

    تصمیم قطعی نگرفتم

    ولی ما ها خیلی عقبیم نوع مناظره های تلویزیونی بیشتر شبیه این بود که یکی رو گذاشتی پشت کامپیوتر بلد نیست باهاش کار کنه

    شاد باشی

  2. Farid گفت،

    ژوئن 9, 2009 در 10:38 ب.ظ

    salam..che jelb, fekr konam shoma az frankfurt bashid..are? kay mirid ray bedid?
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    خانومچه: نه اتفاقا!

  3. barayeto گفت،

    ژوئن 10, 2009 در 11:25 ب.ظ

    اره ..به نظر من هم مشاوراشون خیلی بد عمل میکنند.مثل موسوی باید یه کلاس فن بیان میگذروند….کروبی هم کلا همینه.به این چیزاش نگاه نکن که شعار زنان و این ها میده…یک چیز خاله زنکیه که دومیش خودشه.

  4. پرستوک گفت،

    ژوئن 10, 2009 در 11:48 ب.ظ

    حرفات به شدت درست و منطقی بود مخصوصا” در باره مناظره و حرف زدن کاندیداها.تنها کاندیدایی که تونست تقریبا”به روانی ا نژاد صحبت کنه رضایی بود. متاسفانه بقیه از این قسمت خیلی ضربه خوردند

  5. اشرف گفت،

    ژوئن 15, 2009 در 7:34 ق.ظ

    چرا چيزي نمي نويسي. مي خوام بدونم اونجا خبري هست يا نه؟ كسي دور و بر سفارت رفته
    ———————————————————————————————————–
    خانومچه: آره دیروز برلین و کلن تظاهرات بود. خیلیها اومده بودند. در برلین که سیاستمدارهای آلمانی هم اومده بودند. وزیر خارجه ی آلمان هم امروز سفیر ایران رو احضار کرده.


فرستادن دیدگاه